نوشته های یک دختر قرمز
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع یادداشت ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1386
در باغ وحش..

- مامان جون! اون میمونه رو نگاه کن , مثل عمو جمشیده!

- این چه حرفیه می زنی؟ به گوشش می رسه باعث دلخوریش میشه!

- ولی مامان جون من یواش گفتم.  میمونه که نشنید بدش بیاد!!!


 
یکشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1386
طرز خبر دادن...

جمشید خان زیر ماشین رفت و مرد. دوستش سعید خان مامور شد طوری این خبر نا گوار را به همسر  جمشید خان بدهد که از ناراحتی سکته نکند.بدین منظور به خانه ی دوست مرحومش رفت و در زد.زن جمشید خان در را باز کرد. سعید خان پرسید:

ببخشید. شوهر شما کوتاه و لاغر نبود؟

خانم جمشید خان پاسخ داد : بله , چطور مگه ؟!

سعید خان جواب داد: متاسفانه حالا دراز و پهن شده !

 

                                لطفا لبخند بزنید  


آخرین یادداشت ها


تینا مهدوی...
 
 
صفحه شمار : 24093
 

Powered by BlogSky.com