نوشته های یک دختر قرمز
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع یادداشت ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
فصل عشق...

 

صفحۀ اول قصه

خاطرات روز اول.

خط به خط , نقطه به نقطه

سال اول ، روز اول

 

گذر باد زمونه

دو سه برگی رو ورق زد

رسیدیم به اون روزایی

که دل از عشق تو پر زد

 

تو پر از عشقی و خوبی

تو نگاهت پر ِِ احساس

تو دلت پاک و لطیفه

همه حرفات مثل رویاست

 

حرف اصلی ِ کتابِ

من و تو همیشه با هم

بجز اون فصل ِ درازی

که جدا بودیم ما از هم

 

لحظۀ سخت جدایی

لحظۀ دور شدن از تو

اشک من حلقه تو چشمام

قلب من در حسرت تو

 

توی اون روزای دلگیر

شبای سیاه و تبدار

شده بود تنها امیدم

دیدن دوبارۀ تو

 

یاد اون نگاه پاکت

یاد دستت توی دستام

یاد لبخند شیرینت

همیشه... همیشه همرام

 

صفحۀ آخر این فصل

گرچه طولانی و تاریک

اما با ارزش و پاکه

دلامون نزدیکِ نزدیک

 

گرچه نزدیکیم و با هم

ولی چشمامون به راهه

ما به انتظار نشستیم

آرزوهامون تو راهه..

 

شروع ِ یه فصل تازه

فصل عشق ,همش یه رازه

رازی که بین من و توست

پیش روش راهی درازه...

 

شعراز: قرمز و آبی

 

 

 


آخرین یادداشت ها


تینا مهدوی...
 
 
صفحه شمار : 24106
 

Powered by BlogSky.com