نوشته های یک دختر قرمز
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع یادداشت ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386
خر عاشق...

خری آمد به سوی مادر خویش / بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری / اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسر جان / تو را من دوست دارم بیش تر از جان

ز بین این همه خرهای خوشگل / یکی را کن نشان چون نیست مشگل

خرک از شادمانی جفتکی زد / کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربون نگاهت / به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من / به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر : برو پالان به تن کن / برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه /   شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خریدند پای عقدش / یه افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله / همان طوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشایید / وصال عقد ایشان را نمایید

دوشیزه خر خانم رضایی؟ / به عقد این خر خوشتیپ درایی؟

یکی از حاضرین گفتا به خنده / عروس خانم به گل چیدن برفته

برای بار سوم خر بپرسید  /  که خر خانم سرش یکباره جنبید

خران عرعر کنان شادی نمودند / به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمانی / برای این دو خر در زندگانی

 


آخرین یادداشت ها


تینا مهدوی...
 
 
صفحه شمار : 24150
 

Powered by BlogSky.com