نوشته های یک دختر قرمز
  
 
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع یادداشت ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 23 مرداد ماه سال 1386
سیم لخت!!!

اگر در یک روز خفن ، خدای نکرده در حین تعویض پرویز ! ببخشید پریز ، سیم لخت ببینید حالا یکی یا ... ، وای وای... دوتا ! چه می کنید ؟

 

الاول- به مفاسد زنگ زده و یک مورد نهی از منکر را گزارش می دهید . ( ای خبر چین ، بچه )

الثانی- فوراً یک ملحفه دورشان می پیچید ! . ( نکن ... نرو ... نزن )

الثالث- از ذوق زیاد ، جیغ زده و هورا می کشید . ( من دیدم ... من دیدم ! )

الرابع- با دست محکم و فوراً ، چشمهایتان را می گیرید . ( ناقلا...، لای انگشتات رو باز میکنی... . چی دیدی! ، نسیم دیدی! )

الخامس- از برقکار سابق منزل، بدلیل نصب و راه اندازی ، افتتاح و گسترش پریز فساد (خانه فساد قدیم!) شیکایت میکنید.

السادس- سانشور شد .

السابع- دلتان را به رودخانه زده و آنها را محکم از ریشه می کنید ... . اواه ... نــــزنــــیـــا !

و ثمانیاًً- همانطور که چشمانتان را بسته اید ؛ می گوید: ‹‹ آهای بی دینها ، من مامور امر به معروفیت و نهی از بی تربیتی هستم ! ، فوراً از هم جدا شده و از پریز بیاین بیرون . ضمناً اگر دور و برتون هم چیزی برای پوشیدن هست ؛ بپیچید دور خودتو ن… . بی ادبهای لوث .


آخرین یادداشت ها


تینا مهدوی...
 
 
صفحه شمار : 24101
 

Powered by BlogSky.com