
اگر در یک روز خفن ، خدای نکرده در حین تعویض پرویز ! ببخشید پریز ، سیم لخت ببینید حالا یکی یا ... ، وای وای... دوتا ! چه می کنید ؟
الاول- به مفاسد زنگ زده و یک مورد نهی از منکر را گزارش می دهید . ( ای خبر چین ، بچه )
الثانی- فوراً یک ملحفه دورشان می پیچید ! . ( نکن ... نرو ... نزن )
الثالث- از ذوق زیاد ، جیغ زده و هورا می کشید . ( من دیدم ... من دیدم ! )
الرابع- با دست محکم و فوراً ، چشمهایتان را می گیرید . ( ناقلا...، لای انگشتات رو باز میکنی... . چی دیدی! ، نسیم دیدی! )
الخامس- از برقکار سابق منزل، بدلیل نصب و راه اندازی ، افتتاح و گسترش پریز فساد (خانه فساد قدیم!) شیکایت میکنید.
السادس- سانشور شد .
السابع- دلتان را به رودخانه زده و آنها را محکم از ریشه می کنید ... . اواه ... نــــزنــــیـــا !
و ثمانیاًً- همانطور که چشمانتان را بسته اید ؛ می گوید: ‹‹ آهای بی دینها ، من مامور امر به معروفیت و نهی از بی تربیتی هستم ! ، فوراً از هم جدا شده و از پریز بیاین بیرون . ضمناً اگر دور و برتون هم چیزی برای پوشیدن هست ؛ بپیچید دور خودتو ن… . بی ادبهای لوث . |